ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

ایجاد یک حساب کاربری

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده ضروری است.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *

prof-mohammadi.ir

منوچهر محمدی

منوچهر محمدی

بسمه تعالی

پیروزی مقاومت در حلب آغازی بر شکست نوصلیبیون                               منوچهر محمدی- 95/09/29

حلب

در دهه 1940 زمانی که اولین افسر صهیونیست پا در سرزمین مقدس فلسطین گذارد با صدای بلند اعلام کرد که صلیبیون بعد از یک هزاره بازگشته اند! جرج بوش پسر بعد از انفجار خود ساخته ساختمان های دو قلو در نیویورک در 11 سپتامبر 2001 که با طراحی سازمان سیا خلق گردید اولین جمله ای که بر زبان آورد این بود :"آغاز مجدد جنگ‌های صلیبی[1] " .

بدنبال این حرکت نمایشی به بهانه مبارزه با القاعده جنگ بیرحمانه ای را در افغانستان و عراق آغاز و کشتار فوق العاده ای از مسلمانان بی گناه با همکاری سایر قدرت های غربی به راه انداختند و در عین حال با طرح خاورمیانه بزرگ نقشه تجزیه مینیاتوری جهان اسلام را طراحی کردند و با تکیه بر قومیت های گوناگون، تجزیه کشورهای موجود اسلامی را به دولت های کوچکتر و ضعیف که این خود از ثمرات طراحی های استکبار و امپریالیسم بعد از جنگ جهانی اول بود، در برنامه خود قرار دادند.

خانم کوندالیزا رایس وزیر امور خارجه دولت نومحافظه کار جورج بوش در دوران جنگ 33 روزه علیه حزب الله لبنان مطلب جالبی را بکار برد، او گفت"این زاییدن خاورمیانه بزرگ است و وضعیت آنجا نیز درد این زایمان است.[2]"!!

اولین کشورهایی که قرار بود آغازگر اجرای این طرح باشند عراق و سوریه بود که توسط مزدوران تروریست و دست پرورده آنها تحت عنوان خلافت اسلامی به مرحله اجرا درآمد.

بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان عرب ضربه شدیدی بر نوصلیبیون وارد آورد که خود موجب هوشیاری و بیداری هر چه بیشتر ملت های مسلمان گردید. در عین حال دولت های استکباری غرب از تک وتا نیفتادند و سعی نمودند که بر موج این حرکت عمومی سوار گردیده و آن را با ایجاد تفرقه میان مسلمانان تحت عناوین گوناگون در خدمت خود بیاورند و بر همین اساس با خلق داعش و النصره و ... هم چهره اسلام رحمانی را با وحشیگری های آنها ملکوک نمایند و هم اختلافات میان شیعه و سنی را تشدید کنند، غافل از اینکه خداوند متعال مکر آنها را به خودشان باز می گرداند. (وَ لا يَحيقُ الْمَکْرُ السَّيِّئُ إِلاَّ بِأَهْلِهِ فاطر/43)

استکبار در سوریه همه نیروها و امکانات داخلی ، منطقه ای و جهانی خود را بکار گرفت تا با سقوط دولت بشار اسد و تجزیه این کشور، تنها دولتی که هم در مقابل رژیم صهیونیستی به مدت بیش از نیم قرن ایستادگی و مقاومت نموده و هم سرپل جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان می بود از کار بیندازند و نیز کشور عراق را به سه دولت کردی، سنی و شیعی تقسیم کنند. آنها یقین داشتند ظرف کمتر از شش ماه این برنامه عینیت خواهد یافت. متأسفانه دولت اردوغان در ترکیه هم به هوس احیاء نو عثمانی گری به این توطئه شوم پیوست و با این برنامه بود که موصل در عراق و حلب در سوریه به اشغال تروریست های دست پرورده آنها درآمد.

برخلاف انتظار مستکبرین و توطئه گران، این توطئه موجب بیداری و همبستگی هر چه بیشتر مردم دیارهای اسلامی گردید و به تقلید از انقلاب اسلامی مردمی ایران که موجب بسیج توده ها گردیده بود وخود ضامن پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی شد در سوریه زمینه خلق جنبش وطنی مرکب از همه اقوام و گروه های شیعی، علوی، سنی و مسیحی گردید و در عراق هم عیناً این اتفاق با خلق الحشد الشعبی شکل گرفت و انصار الله در یمن و حزب الله در لبنان به این بسیج عمومی علیه صلیبیون ملحق گردیدند.

در حلب این تنها قومیت های مردمی بودندکه همگام با ارتش سوریه به مقابله با تروریست ها و پشتیبانان منطقه ای و جهانی آنها پرداختند سیل داوطلبان مردمی از سراسر جهان اسلام به سوی جبهه جنگ سوریه سرازیر شدند، مدافعین حرم از جمهوری اسلامی، فاطمیون از افغانستان و زینبیون از پاکستان دوشادوش برادران سوری خود جنگیدند و توانستند شکست سنگینی بر دشمنان اسلام و مسلمین وارد کرده و همه طراحی ها و توطئه های آنها را خنثی نمایند و رئیس جمهور آمریکا را مجبور به اعتراف به شکست نمایند.

بلا تردید این شکست اگرچه شکستی سرنوشت ساز برای دشمنان جهان اسلام خواهد بود ولی باید توجه داشت که موجب پایان جنگ و پایان توطئه چینی نوصلیبیون نخواهد شد و همانطور که جنگ های صلیبی به مدت دو قرن در سده دهم و یازدهم میلادی ادامه داشت این مرتبه نیز تا شکست قطعی استکبار جهانی و برقراری حکومت عدل اسلامی تحت زعامت حجت حق ادامه خواهد داشت و ملت های مسلمان باید تا رسیدن آن زمان مجهز و آماده این جنگ در همه عرصه های نظامی،فرهنگی،اقتصادی و سیاسی باشند.



بسمه تعالی

 

برجام نافرجام

منوچهر محمدی 95/9/20

5196798 409

 

 

پانزده ماه قبل، آن زمان که برجام هنوز  مراحل متعدد تأییدات خود را از مراجع ذیصلاح طی نکرده بود اینجانب در مقاله ای تحت عنوان "آیا برجام به فرجام میرسد[1]" با استدلال های منطقی، علمی و متقن اثبات و پیش بینی کردم که اجرای این توافق حتی اگر همه مراحل قانونی تصویب خود را طی کند در اجرا توسط دولت امریکا به چالش کشیده شده و به فرجامی نخواهد رسید؛چرا که خمیرمایه و ماهیت تمامیت خواه و زیاده خواه استکبار به چیزی جز تسلیم کامل نظام جمهوری اسلامی در مقابل خود تن در نخواهد داد.

جالب آنکه هنوز مرکب برجام یک خشک نشده بود که برجام های دیگری را مطرح نموده و از پشت پرده مذاکرات هسته ای توافقات دیگری هم چون FATF و IPC که دلالت بر سلطه مجدد غرب بر تراکنش های مالی و ذخایر نفتی بود برملا می گردد و نهایت پروژه که چیزی جز تسلیم کامل در مقابل امریکا نمی باشد و از بازگشت ایران اسلامی به دوران قیل از انقلاب و سلطه مجدد امریکا،این دولت مستکبر، خبر می دهد.با بیانات باور نکردنی اخیر جناب هاشمی رفسنجانی در همایش مدیران آموزش و پرورش عریان می گردد. آنجا که ایشان به دولتمردان ما توصیه می کند تا از ژاپن و آلمان تسلیم شده واشغال شده در مقابل امریکا الگو بگیرند!!!

تصویب اخیر کنگره امریکا آن هم به اتفاق آرا مبنی بر تمدید ده ساله طرح داماتو یا به عبارتی قانون تحریم ایران (ISA) نه اولین و نه آخرین اقدام دولت سلطه گر  امریکا مبنی بر تخلف از توافق برجام و نادیده گرفتن همه تعهدات خود می باشد بلکه اگر جمهوری اسلامی در مقابل آنها عکس العمل قاطع و جدی نشان ندهد باید منتظر تشدید فشارها و تحریم های دیگر و با عناوین گوناگون بود.

علیرغم اینکه دولت امریکا هر چند وقت یکبار لگدی محکم به برجام زده و می زند، مع الاسف دولت "تدبیر و امید" همچنان از این سند غیر قابل دفاع و عاجزانه و لجوجانه دفاع نموده و هر روزی برای آن منافعی را می تراشد. روزی آن را فتح الفتوح و آفتاب تابان می نامد، روزی دیگر به مردم وعده سیب و گلابی می دهد و روز دیگر آن را برطرف کننده سایه جنگ از سر ملت می خواند و هر زمانی که دچار تنگنا می شود  آن را  به مقام بالاتر  حواله داده و به این استدلال واهی و دروغ متوسل می شود که همه اقدامات خود را با تأیید مقام معظم رهبری انجام داده است.!!!در عین حال نه تنها خود را از تک وتا نینداخته و همچنان ژست پیروزی و موفقیت را حفظ کرده و به صورت مضحکی خود را آن چنان قدرتمند می داند که می تواند جلوی زیاده خواهی های امریکا را بگیرد. هنگامی که رئیس دستگاه دیپلماسی در مواجهه با خبرنگاران در هند اعلام می دارد که "اجازه نخواهد داد امریکا چنین اقداماتی را انجام دهد"، آنجا که می گوید «اجازه نخواهیم داد که هیچ طرفی به‌صورت یک‌طرفه از این توافق عدول کند»!!!!

هیچ کس نیست از جناب آقای ظریف سؤال کند که شما با چه قدرت و اختیاراتی می توانید جلوی زیاده خواهی های امریکا را بگیرید؟چرا شعار بی وجه می دهید؟ آیا فکر نمی کنید مردم در ایران و جامعه جهانی با بصیرت و آگاهی که دارند به این شعارهای تو خالی شما می خندند؟

اینک چه باید کرد؟

آقای رئیس جمهور محترم در پاسخ به انتقادات دانشجویان  در دانشگاه تهران فرمودند که ضمن انتقاد راه حل نشان دهید. این خواسته بر حقی است که باید صادقانه و واقع بینانه به آن جواب داد:

1-    تردیدی نیست که سیاست برون گرا وخوش بینانه دولت آقای روحانی نسبت به امریکا سیاستی اشتباه و غلط بوده است که نتیجه اعمال این سیاست در طول سه سال و نیم گذشته جز اتلاف وقت و خسارت های جبران ناپذیر که هم بر صنعت صلح آمیز هسته ای و هم بر اجرای طرح اقتصاد مقاومتی وارد آورده است که به زحمت قابل جبران و اصلاح می باشد. البته اگر برای کارگزاران این دولت به اثبات رسیده باشد و به این باور رسیده باشند که همانطور که رهبری بارها فرمودند امریکا قابل اعتماد نیست و این دولت که سیاست خود را به غلط بر پایه اعتماد به کدخدا قرار داده بود،اشتباه بوده و صادقانه به اشتباه خود اعتراف و دیگر لجوجانه از راهبرد غلط خود دفاع ننمایند، در آن صورت شاید بتوان گفت به هزینه های انجام شده و کسب این تجربه می ارزد که تا کنون شاهد چنین اعترافی نیستیم.

2-    حتی در صورت اعتراف به این اشتباهات،این دولت و این دستگاه دیپلماسی با توجه به محدودیت وقت و سیاست های فاحش و غلط خود دیگر نه قادر است و نه انتظار می رود با یک چرخش 180 درجه ای بتواند هم جبران مافات را نموده و هم از موضع قدرت سیاست تهاجمی و قدرتمندانه ای در مقابل امریکا اتخاذ نماید وتنها کاری که می تواند انجام دهد عذر خواهی از ملت شریف ایران و کناره گیری از این مسولیت های سنگین و حساس و سپردن کار به مدیران و کارشناسانی که هم انقلابی باشند و هم بتوانند از عهده اعمال سیاست و راهبرد جدید برآیند، که بر اساس واقعیت های موجود در صحنه بین المللی تنظیم شده باشد.

3-    واقعیت هایی که متأسفانه توسط دولت به اصطلاح "تدبیر و امید" نادیده گرفته شده است عبارتند از:

الف- امریکا نه تنها دیگر کدخدا نیست بلکه روز به روز و هرچه سریع تر به دوران افول و فرو پاشی خود نزدیک می شود و انتخاب دونالد ترامپ که بر خلاف همه پیش بینی ها بود بیانگر ضعف ساختاری نظام استکباری امریکا می باشد.

ب- با توجه به این واقعیت که در هم آوردی میان جمهوری اسلامی و دولت مستکبر امریکا، تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که امریکا در همه توطئه های خود علیه جمهوری اسلامی با شکست مواجه گردیده است و بارها نظام جمهوری اسلامی با تکیه بر عنایات الهی آن دولت مستکبر را تحقیر کرده است، بویژه در حوادث اخیر در  منطقه غرب آسیا که دولت امریکا در لبنان ، در سوریه، در عراق و در یمن مجبور شده است شکست و ناکامی را پذیراگشته و به قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی اعتراف و علیرغم تلاش در اجرایی کردن "طرح خاورمیانه بزرگ" گام به گام عقب نشینی نماید.

ج- شرایط بین المللی بعد از انتخاب ترامپ به سمتی می رود که دولت متحده امریکا که هم در مسائل داخلی و هم در مسائل جهانی با مشکلات عظیمی مواجه است دیگر قادر نباشد یک هم آهنگی مناسبی را با متحدین سنتی خود چه در اروپا و چه در منطقه فراهم نماید و سیاست های تهاجمی و استکباری خود را دنبال کند و لذا روز به روز بر انزوای او افزوده می گردد.

د- دولت و تیم جدید مذاکره کننده جمهوری اسلامی باید ابتدا با اجرای اقتصاد مقاومتی و تبدیل تحریم ها به فرصت ها و تکیه بر منابع داخلی زمینه لازم را طوری فراهم نماید که نه به عنوان بدهکار بلکه به عنوان طلبکار و از موضع قدرت در هر مذاکره ای شرکت نموده و بتواند امتیازات از دست داده خود را مجدداً به چنگ آورد.

4-    متأسفانه دولت آقای روحانی بر پایه تصورات و فرضیات غلط راهی را در پیش گرفت که جز خسارت برای نظام جمهوری اسلامی چیزی برای ملت به ارمغان نیاورد و در تاریخ انقلاب نام خوبی برای خود بر جای نگذاشت و با ادامه این راه بار گناهان خود را هرچه سنگین تر می نماید تنها با اعتراف به اشتباهات خود و عذر خواهی از ملت شریف ایران و استغفار به درگاه احدیت شاید خداوند بر آنها عنایتی نموده و از قصور و تقصیرات آنها بگذرد.



[1] برای مطالعه این مقاله ر.ک.به :

http://prof-mohammadi.ir/index.php/component/k2/item/202-2016-06-18-05-24-45

بسمه تعالی

haram

کاروان عظیم اربعین حسینی

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

چند سالی است که این حرکت سنتی عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) که با پای پیاده به کربلا می روند جوش و خروش و شکوه و عظمت عجیبی پیدا کرده است. این حرکت نه تنها از حالت محدود داخلی خارج شده بلکه جنبه جهانی و بین المللی پیدا کرده است و در واقع کربلا میعادگاه میلیون­ها انسان دلسوخته و عاشق آن امام همام و مرکز ثقل جهان گردیده است .

در این نهضت عظیم، جهان شاهد عینیت بخشیدن به این روایت می باشد که حسین(ع) چراغ هدایت و کشتی نجات همه بشریت است. چراغی که کانون آن در کربلای  معلی و تلألو آن، همه را در اقصی نقاط عالم به سوی خود جذب می کند. در این کاروان همه از پیر و جوان، زن و مرد، سالم و معلول، از هر قوم و قبیله و ملیت، از هر زبان و نژاد از مسلمان و غیرمسلمان همه و همه حضور داشته و بر سفینه و کشتی نجات حسین(ع) خود را سوار دیده و به سوی تنها یک مقصد راهبر می شوند.

این کشتی نجات آنقدر وسیع و گسترده است که گنجایش همه عاشقان و دلسوختگان آن آزاد مرد جهان را در خود دارد و هر کسی که اراده کند و ایمان به راه حسین(ع) داشته باشد از این قافله عظیم عقب نمی ماند و از لحظه ای که اراده کند سوار بر کشتی نجات حسین(ع) است. این سفینه، دریا و خشکی و هوا و کوه و دشت و بیابان نمی­ شناسد و آرام و بی­ قرار، همه ساله در ایام اربعین حسینی که به تحقیق از ایام الله است به سمت هدف و مقصود معین و آن چراغ هدایت که در کربلا  فروزان است سیر می­ کند.

حرکت و شکل گیری این جنبش انسانی و الهی عظیم در همه ازمنه تاریخ و در همه نقاط عالم مثل و مانندی چه از لحاظ کمی و چه از لحاظ کیفی ندارد و تنها در افسانه­ ها و در رؤیاها می­ توان آن را تجسم نمود. آنچه را که فلاسفه و اندیشمندان در عالم خیال از آن به مدینه فاضله، آرمان شهر و یا شهر خدا یاد می­ کردند در این مکان و در این کاروان می­ توان مشاهده نمود. در کجای تاریخ و در کجای جهان می توان چنین حرکت انسانی و خودجوشی را دید که میلیون­ ها انسان عاشق و دلسوخته با همه توش و توان رنج سفر را بر خود تحمل نموده و با پای پیاده از فاصله های دور و نزدیک بدون هیچ سازماندهی دیکته شده خود را به این کاروان عظیم الهی برسانند و همه یک شعار هیهات منا الذله را داده و آیه شریفه و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا[1] را عینیت بخشند.

در این اجتماع عظیم جز محبت ،عشق، اخوت، گذشت، فداکاری، تعاون و خدمت به یکدیگر چیز دیگری مشاهده نمی­ گردد. در این اجتماع عظیم اثری از سوداگری دنیایی دیده نمی شود هر کسی با هر توان و توشه­ ای که دارد به خدمت این کاروان می آید. برای تغذیه و تأمین آسایش و استراحت کاروانیان نه تنها اجرتی درخواست نمی­ گردد بلکه با خواهش و تمنا همه امکانات خود را در طبق اخلاص قرار داده و به زوار حسینی ارائه می کنند. در این کاروان عظیم جایی برای نامردان و شیاطین و مستکبران عالم وجود ندارد و علیرغم اینکه کاروانیان می­ دانند تکفیریان عالم در چند قدمی و چند کیلومتری آنها حضور دارند ذره­ ای دغدغه و نگرانی به خود راه نمی دهند و در این حرکت عظیم متجاوز از بیست میلیونی نه نیروی امنیتی و انتظامی مشاهده می­ گردد و نه در تقسیم کار و مأموریت احتیاجی به سازماندهی و مدیریت خاصی احساس می شود.

با وجود کثرت جمعیت استثنایی در این کاروان نه کسی بر دیگری سبقت می گیرد و نه کسی تحت فشار جمعیت صدمه می­ بیند و نه کسی به دیگری تنه می زند بلکه بیش از توجه و حفاظت از خود به فکر حفاظت و کمک به دیگران می باشد.

و ذکّر هم بایام الله[2]؛ به تحقیق این نهضت راهپیمایی اربعین حسینی از ایام الله است و هر بیننده با بصیرتی نور خدا را در این ایام و در این کاروان مشاهده می نماید.

امام خمینی آن اسوه تقوی و ایمان با چشم دل و بصیرت وصف ناشدنی روزی در دوران جنگ تحمیلی فرمود: "راه قدس از کربلا می­ گذرد."[3] و فرمود : "اگر مسلمین مجتمع بودند، هر کدام یک سطل آب به اسرائیل می­ ریختند او را سیل می ­برد."[4]

امروز به تحقیق مشاهده می گردد که این فرموده امام بزرگوار در شرف تحقق یافتن است، و به جرأت می توان گفت که این کاروان عظیم اربعین حسینی طلایه­دار حرکت و جنبشی خواهد بود که به سوی قدس عزیز گسترش و ادامه راه خواهد داد و با تجمع در کربلا به سمت قدس عزیز راهپیمایی خواهد کرد و آن سرزمین مقدس را از لوث وجود صهیونیست­ های خبیث آزاد خواهد نمود ان شاءالله

فی­ الواقع این بنده حقیر با این قلم شکسته نه قادر هستم که همه عظمت این اجتماع بزرگ جهانی را و این کاروانیان حسینی را به رشته تحریر در­ آورم و نه این مقال گنجایش وصف آن را دارد. ولی تردیدی ندارم که این حرکت عظیم سرآغاز و زمینه ­ساز برای انقلاب عظیم مستضعفین جهانی و غلبه بر مستکبرین عالم و نهایتاً تشکیل حکومت جهانی اسلام به زعامت حجت حق و مهدی موعود که درود و سلام خدا بر او باد خواهد بود.

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین[5]



[1]سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۰۳

[2]سوره مبارکه ابراهیم علیه السلام آیه 5

[3]صحیفه نور جلد 16 صفحات 353، 354، 363، 381، 382، 393، 461

[4]صحیفه امام(ره) جلد 9- صفحه 273- 24 مرداد 1358-سخنرانی در جمع هیأتی از مقامات سوریه(منشأ ضعف و فساد در ممالک اسلامی)

[5] سوره مبارکه قصص آیه 5

پیروزی شگفت انگیز و غیر قابل پیش بینی ترامپ، آغاز افول و فروپاشی آمریکا

 

139504300856347218172304

 

نتیجه حاصله در انتخابات 2016 ایالات متحده آمریکا برای هیچ تحلیلگر داخلی و خارجی قابل پیش بینی نبود. پیروزی ترامپ در این انتخابات طوفانی عظیم در داخل آمریکا و سر در گمی و شک و تردید برای سیاست مداران و دولت مردان جهان فراهم نمود. از نظر داخلی، جامعه آمریکا که سالیان طولانی تحت سلطه رسانه­های دیداری، شنیداری و نوشتاری نظام حاکم بود، به ناگهان خود را از قید آن آزاد دیده و موافقین ومخالفین رئیس جمهور منتخب، دونالد ترامپ، را به خیابان­ها کشانده و شورش عظیمی علیه نظام فاسد سرمایه داری و امپریالیستی حاکم بر این کشور بر پا نمود و این واقعیت نابسامان جامعه آمریکایی را که از نژاد،قومیت­ و نحله­های مختلف تشکیل شده است برملا نمود. احتمالاً این شورش ایجاد شده در جامعه آمریکا به سادگی فرو نخواهد نشست بلکه آغازی بر از هم­گسیختگی هرچه بیشتر جامعه ایالات متحده آمریکا خواهد بود. از هم اکنون مسئله استقلال طلبی ایالت­های مختلف از جمله کالیفرنیا، تگزاس و... رخ نموده است و آنچه را که در دوره گورباچف در اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد، همانطور که حضرت امام خمینی (ره) در نامه خود به گورباچف پیش بینی کرده بودند، امروزه بر سر این ابرقدرت پر مدعای غرب در­می­آید. در عین حال فراموش نکنیم که بحران فروپاشی آمریکا به مراتب وخیم­تر و فاجعه بارتر از شوروی خواهد بود. زیرا که شکل­گیری آمریکا صرفاً بر پایه نابودی بومیان آن سرزمین و سیل مهاجرت از کشورهای دیگر به وجود آمد و هیچ نوع سابقه تاریخی- تمدنی و انسجام طبیعی همچون روسیه در این کشور وجود ندارد. اگر روسیه دارای یک قدمت چند هزار ساله تاریخی- تمدنی می­باشد و از یک نوع وحدت نژادی،مذهبی و زبانی برخوردار بود که توانست بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی روسیه فدراتیو به حیات خود ادامه دهد در ایالات متحده آمریکا هیچ یک از این شاخه­های انسجام ملی وجود ندارد، زیرا که همه این جامعه از مهاجرینی تشکیل شده که از ملیت­ها، نژادها، زبان­ها و مذاهب مختلف به آن کشور مهاجرت کرده­اند. تنها چیزی که این مهاجرین را به این کشور پهناور جذب کرده است، همانا وجود رفاه و امنیتی بود که هم اینک این دو عنصر نیز از این کشور رخت بر بسته است.

در جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی علیرغم ناراحتی و نگرانی که برجامیان از این ماجرا ابراز می­دارند، برای ملت ما یقیناًموجب خیر و برکت است، زیرا که دشمن قسم خورده ما در شرایطی قرار گرفته که دیگر نه می­تواند ادعای ابرقدرتی بکند و نه می­تواند به سیاست مداخله­گرانه خود در سراسر جهان به ویژه در منطقه غرب آسیا ادامه دهد و آنچنان در محاق مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخلی فرو خواهد رفت که دیگر فرصتی و یا توانی برای مداخلات خارجی پیدا نخواهد کرد و این امر از سخنان رئیس جمهور منتخب که بعد از پیروزی بیان داشت، مشهود است. با تضعیف ایالات متحده آمریکا و درگیری­های داخلی، ملت­های مظلوم و تحت سلطه جهان، فرصتی پیدا خواهند کرد که خود را از یوغ سلطه­گران ملی منطقه­ای و جهانی خلاص نمایند و به یقین زمینه مناسب برای ظهور حجت حق فراهم خواهد شد. 

آثار و تبعات سیاسی اشغال سفارت (لانه جاسوسی) آمریکا

سفارت

با اشغال سفارت آمریکا و استقبال عظیم مردم از حرکت دانشجویان پیرو خط امام و به دنبال آن تأیید حضرت امام از این اقدام، دولت بازرگان در تاریخ 14 آبان ماه یک روز بعد از اشغال سفارت استعفا داده و بنا به فرمان حضرت امام شورای انقلاب رأساً اداره امور دولت را بر عهده گرفت و تا زمان انتخاب شهید رجائی به نخست وزیری، کشور دارای نخست وزیر به عنوان یک شخصیت حقیقی نبود.

از طرف دیگر با اشغال سفارت و کنار رفتن میانه رو ها که تلاش در تعدیل و خنثی کردن شور انقلابی مردم داشتند، مجدداً صحنه انقلاب ایران به حالت اولیه برگشت و اشغال سفارت توسط دانشجویان و افشای رابطه نزدیک لیبرال ها با عوامل سفارت موجب کاهش اعتبار و نهایتاً حذف ایشان از صحنه سیاست ایران گردید. اثرات سیاسی این اشغال در روابط خارجی ایران کمتر از تأثیر آن بر سیاست داخلی کشور نبود. انقلاب علیرغم تلاشی که دولت موقت برای ترمیم روابط تخریب شده میان ایران و آمریکا به عمل آورده بود مجدداً به یک رویارویی مستقیم با آمریکا کشیده شد و علیرغم تلاشهایی که آمریکایی ها برای مقابله و برخورد با این مسئله کردند با شکست هایی پی در پی در ابعاد سیاسی، نظامی و بین المللی گردید ابر قدرتی مانند آمریکا که داعیه قدرت فائقه را داشت آنچنان تحقیر گردید که برای هیچ آمریکایی قابل تصور نبود و نهایتاً هم موجب شکست رئیس جمهور کارتر در انتخابات بعدی ریاست جمهوری گردید.

پیر سالینجر در این رابطه می نویسد:

«چگونه می توان تصور کرد که کشوری با چنان تکنولوژی پیشرفته که قادر به فرستادن انسان به فضا می باشد در وضع و کیفیتی قرار گیرد که هر نوع ارتباطش با نقطه ای از جهان مثل تهران قطع شود ... و چگونه ابر قدرتی مثل آمریکا ناگهان در چنگال کشوری بیفتد که خودش در گرداب آشفتگی ها و تشنجات ناشی از انقلاب فرو رفته است؟»

یا اینکه مارک فرگوسن و هولبورگ که در دولت جانسون و کارتر پست های حساسی را داشتند در این زمینه می نویسند که :

«در حقیقت بحران گروگان ها کشور آمریکا را که در اثر انقلاب ایران گیج شده بودند مانند دیگ آبی به نقطه جوش کامل رساند. هلی کوپترهای در حال سوختن در صحرا سمبل عدم توانایی آمریکا در به دست آوردن هدف بسیار محدودی شده بود که همانا آزادی شهروندانش از کنترل یک ملت درجه سه بود.»[1]



[1] 1. C.P.Ioannides, Americais Iran, Injury and Catharsis, University Press of American, 1984, p. 139