ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

ایجاد یک حساب کاربری

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده ضروری است.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *

prof-mohammadi.ir

گفتگوبا دانا

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: مجموعه ۱

 .jpg

در توافقنامه ژنو موضوعاتی که به دست آورده ایم باز هم به نفع غربی هاست. در این توافقنامه ما پذیرفتیم که 20 درصد را متوقف کنیم و تعهد هم دادیم که تا ده سال هم به دنبال 20 درصد نباشیم.

 

  

گفتگو با دانا

 

 در توافقنامه ژنو موضوعاتی که به دست آورده ایم باز هم به نفع غربی هاست. در این توافقنامه ما پذیرفتیم که 20 درصد را متوقف کنیم و تعهد هم دادیم که تا ده سال هم به دنبال 20 درصد نباشیم. درباره پنج درصد هم باید بگویم که فریز کردیم…

 

  «هر مذاکره که انجام می شود دارای پیش فرض است و باید بدانیم که این پیش فر ضها بایددر مذاکرات رعایت شود… در صحنه بین الملل هیچ قدرت مافوقی نیست که طرفین را وادار به اجرای تصمیمات کند بنابراین در مذاکرات بین الملل آن چیزی که اهمیت دارد این است که هر یک از طرفین با چه اهرم فشاری و با چه سرمایه ای وارد میز مذاکره می شوند. چقدر آنها قدرت دارند و چه چیزی برای معامله آورده اند؟

 

 ما در طول این ۳۵سال پس از پیروزی انقلاب دو مرتبه توانستیم در مذاکرات با امریکای یها معامله بکنیم و در هر دو مرحله نیز موفق بودیم. زیرا با دستان پر سر میز مذاکره حاضر شدیم… اول در جریان اشغال لانه جاسوسی بود که ما ۵۲گروگان آمریکایی را در اختیار داشتیم و آمریکای یها هم اموال و دارای یهای ما را توقیف و در اختیار گرفته بودند.

 

 از طریق الجزایر مذاکره کردیم و توانستیم با آزادی گروگانها که ارزشی برای ما نداشتند، بخش عمده ای از اموالمان را دریافت بکنیم…دوم در ماجرای مک فارلین بود که ما آنجا هم معامله خوبی انجام دادیم به این معنا که آمریکاییها یک عده گروگان در لبنان داشتند که می دانستند ما این قدرت را داریم که اعمال نفوذ کنیم و آنها را آزاد کنیم و از طرفی ما هم احتیاج به اسلحه و مهمات و قطعات یدکی داشتیم …این دو مورد بود که ما با وجود بقای دشمنی و خصومت نسبت به آمریکا توانستیم معامله برد-برد انجام دهیم. یعنی هم آمریکایی ها معضلشان حل شد و هم ما بردیم.

 

 ماجرای هسته ای ایران از سال ۱۳۸۲در زمان مسئولیت آقای حسن روحانی آغاز شد. غرب تهدید کرد که اگر مساله هسته ای حل نشود و غنی سازی هسته ای تعطیل نشود پرونده ایران به شورای امنیت انتقال داده می شود. به عنوان پیش فرض این هم باید در نظر گرفت که در مقابل دشمن هر یک قدمی که عقب نشینی می شود باید صد قدم دیگر نیز عقب نشینی کرد.

 

 در جریان سال ۸۲که روحانی با عنوان دبیر شورای امنیت ملی آمد و داوطلبانه اعلام کرد که ما کلیه تاسیاست هسته ای راتعطیل می کنیم. فقط طرف غربی به عنوان ما به ازای این کارمتعهد شد که پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت نرود و قول دیگری ندادند.بنابراین وقتی که سه وزیر خارجه آلمان، فرانسه و انگلیس که برای نشست سعدآباد به ایران آمده بودند و پیمان سعدآباد به امضا رسید هنوز پای آنها به کشورهایشان نرسیده بود که زیاده خواهی آنها علاوه بر تعهدات و خواست ههایشان در معاهده سعدآباد، آغاز شد و علاوه بر تعطیلی نطنز خواستار تعطیلی تاسیسات هسته ای در اصفهان نیز شدند و طرف ایرانی قبول کرد. اصفهان که تعطیل شد پیغامی از سوی آنها آمد که باید اراک را هم تعطیل کنید که دولت اصلاحات بار دیگر نیز آن را پذیرفت و اطاعت کرد. باز گفتند کافی نیست پیلو تهایی که در مراکز علمی و دانشگا هها هست باید تعطیل شود و منجر به مذاکرات بروکسل و پاریس شد. در پاریس همین آقای ظریف که فیلم آن چندی پیش از بی بی سی فارسی پخش شد، التماس می کرد که اجازه بدهند که یکی دوتا سانتریفیوژ بچرخد. طرف مقابل در جواب ظریف اعلام داشت که شما حتی لیاقت داشتن چنین فناوری هسته ای را هم ندارید و گفتند که باید شما کلا سهای فیزیک هسته ای را نیز تعطیل کنید و دستور دادند که کلیه دانشجویان ایرانی را در اروپا و امریکا از کلا سهای فیزیک هسته ای اخراج کنند؛ در این جا بود که مسئولان نظام دستور دادند که مجددا لاک و مهر برچیده و کار شروع شود.که البته در آن زمان پس از این اقدام، خاتمی و روحانی به شدت نگران آغاز جنگ بودند.

 

 خاتمی در سال ۲۰۰۳ از وحشت این کار، نامه ای محرمانه را بدون در جریان گذاشتن مسئولان نظام و وزیر خارجه وقت از طریق فرد دیگری به سفیر سوئیس در ایران می دهد که با خفت تمام اعلام کرد که ما نیازی به انرژی هسته ای نداریم و حمایت خود را از حزب الله بر می داریم و ما کاری به ماجرای اعراب و اسرائیل نداریم. البته این صحبتها اخیرا توسط برخی افراد در حال تکرار است.

 

 این وضعیت ادامه داشت تا آقای لاریجانی مسئولیت شورای امنیت را بر عهده گرفت.آقای لاریجانی هم گیر همین مساله بود که ما با چه اهرم فشاری می توانیم امریکای یها را وادار کنیم که حق غنی سازی هسته ای صلح آمیز را بپذیرند.آن زمانی که ما در عراق موضع برتر داشتیم و آمریکاییها گرفتار شده بودند، وی تلاش کرد که در این زمینه مذاکراتی شروع شود، آقای لاریجانی نتوانست برخی موضوعات را به هم پیوند بدهد.

 

 آقای جلیلی فکر می کرد که اگر روی موضع حق خودش بایستد بالاخره آمریکاییها مجبورند خواست ههای مار را بپذیرند. و جلسات مذاکره به جلسات خطابه تبدیل شده بود.

 

انتخابات خرداد ماه انجام شد و روحانی از همان ابتدا علنی اعلام کرد که باید دم کدخدای ده را دید. لذا تمامی سرمایه گذاری خود را بر روی این مسئله گذاشت. بنابراین در سفری

 

 که رئیس جمهور به نیویورک داشت، آن مکالمه تلفنی را انجام داد و با کدخدا صحبت کرد و تنها چیزی که واقعا ایران به عنوان اهرم داشت این بود که با آمریکاییها صحبت نمی کردیم و آنهاآرزو داشتند که با ما صحبت کنند…آنها آرزو داشتند که دیپلمات درجه پنجم ما با آنها صحبت داشته باشد. چون هم دوران امام و هم این دوره منع شده بودند از این کار. بنابراین آقای روحانی قبل از اینکه به میز مذاکره برسد همین اهرم را هم مصرف کرد

 

 آقای روحانی با اینکه یک بار قبلا مذاکره کرده بود و نتیجه نگرفته بود، تمام اعتبارش را به حل مسئله هسته ای گذاشت ودر سفر نیویوک دو کار را نباید انجام می داد یکی مکالمه تلفنی با اوباما که تابو برای آمریکا شکسته شد و دومی روحانی دستان خالی ما را رو کرد و در همان مصاحبه مطبوعاتی در نیویورک گفت که وضعیت اقتصادی ما از آنچه که فکر می کردم به مراتب بدتر است، و بعد هم در ایران آمد و گفت که خزانه خالی است.روحانی به ظریف پیغام داده بود که دست خالی از ژنو نباید برگردید و باید حتما یک دستاوردی قبل از صد روز داشته باشیم.

 

 در توافقنامه ژنو موضوعاتی که به دست آورده ایم باز هم به نفع غربی هاست. در این توافقنامه ما پذیرفتیم که ۲۰درصدرا متوقف کنیم و تعهد هم دادیم که تا ده سال هم به دنبال ۲۰درصد نباشیم. درباره پنج درصد هم باید بگویم که فریز کردیم…همچنین پذیرفتیم که اراک هم تعطیل شود که گفتند اراک و فردو و نطنز به کار خود ادامه می دهد در حالی که ما الان حق نداریم یک پیچ و مهره به تاسیسات اضافه کنیم. از همه مهمتر اینکه تحقیقات ما هم باید تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی باشد…مطلب دیگر این بود که گفتند ۵+ ۱حق غنی سازی ما را به رسمیت شناخته است، در حالی که اصلا چنین چیزی وجود ندارد. ..غربی ها تحریم پتروشیمی را لغو کرده اند. کلیه قراردادهای پتروشیمی ما با طرف آلمان هست یعنی اینکه بانک آلمان تامین مالی کرده و یک شرکت آلمانی در ایران کارخانه پتروشیمی ساخته و یک شرکت آلمانی خریدار همه محصولات را به ازای پرداخت وام ما به بانک آلمان پیش خرید کرده است.یعنی ما باید برای چند سال تولیدات پتروشیمی را به آلمان صادر کنیم.

 

تحریم پتروشیمی مانع از این شد که ما کالاهایی را که تولید می کنیم به آلمان تحویل بدهیم و در نتیجه توانستیم اینها را جای دیگری بفروشیم و سال گذشته ۱۳میلیارد دلاراز فروش مواد پتروشیمی سود بردیم… در بخش تحریم خودرو هم باید گفت که کارخانجات قطعه سازی خودروی فرانسه که به ماقطعه می دادند ورشکسته شدند و کارخانجات تعطیل شد وآقای فابیوس وزیر خارجه فرانسه هم در ژنو ۲که با هر توافقی مخالفت کرد، به آنها هم گفتند که تحریم خودرو را لغو می کنیم و در نتیجه مشکل فرانسه را حل کردند نه مشکل ایران را…مسئله کشتیرانی هم قبول کردند که شرکت های اروپایی و آمریکایی کشتی ها را بیمه کنند و کار طبق روال قبل انجام شود. قطعات هواپیما هم یک قانون ایکائو است که ملزم هستند به ما ارائه دهند چون اگر به ما قطعات ندهند و اتفاقی برای هواپیما بیفتدباید خسارت پرداخت کنند و هواپیماهای ما هم یا ایرباس و یا بوئینگ هست همه ساخت غرب است »

   

بازدید 6268 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.