ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

ایجاد یک حساب کاربری

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده ضروری است.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *

prof-mohammadi.ir

ایران: ابر قدرت منحصر بفرد

بسمه تعالی

ایران: ابر قدرت منحصر بفرد

IRAN:Unique Super Power

مقدمه

«تاریخ جهان و بشریت بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی است و دوران جدیدی در همه عالم در حال آغاز است. و ما در مقطع خاصی هستیم و نظمی نوین درحال متولد شدن است». (مقام معظم رهبری در دیدار پرشور جوانان کشورهای مختلف اسلامی، 10/11/90)

«نظم بین المللی به شکلی بدیع دگرگون شده است به ویژه تغییری عظیم و احتمالا به عنوان نخستین بار درتاریخ، در همه عرصه ها با ابعادی عمیقا تاریخی در حال روی دادن است و یک دگردیسی و تغییر آرایش ژئوپولوتیک و استراتژیک را شاهدیم ویحتمل پایان دوران هژمونی غربی بر جهان مشاهده می شود». (ماکرون رئیس جمهور فرانسه)

بررسی ها محققانه و عالمانه و دانشمندان روابط بین الملل نشان می دهد که سلطه غرب و نظم بین المللی حاصل از این سلطه در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی به پایان راه خود رسیده است و نوعی آنارشیسم بر جهان روابط بین المللی حاکم می باشد.

از نظر سیاسی با پایان دوران جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، و عدم توانائی امریکا بر ایجاد نظام تک قطبی و گرفتار شدن در مشکلات داخلی و شکست های پی در پی در منطقه جنوب غربی آسیا و آمریکای لاتین همانطور که رئیس جمهور آمریکا بارها اعلام نموده است جهان شاهد افول ابرقدرت باقیمانده از جنگ سرد می باشد و نوع آنارشیسم سیاسی در سیاست بین المللی حاکم می باشد.

از نظر اقتصادی هم به علت مشکلات عظیم اقتصادی که سراسر جهان بویژه جهان غرب را فراگرفته است، جهان غرب دیگر نه تنها از جهانی سازی و دهکده جهانی سخن نمی گوید بلکه نوعی ناسیونالیزم اقتصادی بر دولت های جهان حاکم شده و جایگزین نظام یک پارچه اقتصادی شده است.

از نظر نظامی هم با خیزش ملت ها و نقشی که سازمان های مردم نهاد و جنبش های آزادی بخش توانسته اند در مقابل ماشین عظیم قدرت نظامی کلاسیک دولت های بزرگ جهان بایستند قدرت نظامی سنتی، جایگاه برتر خود را از دست داده و دیگر قادر به دیکته کردن خواسته های خود بر کشور های بعضا ضعیف ولی مقاوم نمی باشند.

از نظر فرهنگی هم که غرب تلاش می کرد فرهنگ خود را که فرهنگ الحاوی و لاابالی گری بود بر دنیا حاکم کند و جدایی دین از سیاست را ترویج میکرد با ناکامی و شکست مواجه شده و جامعه غرب سرگشته و سرخورده از زندگی نهیلیستی خود به ستوه آمده و به دنبال یافتن راهی برای نجات خود از این بن بست ایجاد شده مکتب اومانیسم و لیبرال دمکراسی می باشد.

در چنین شرایطی است که انقلاب اسلامی و نهاد متولد شده از ان یعنی جمهوری اسلامی بعد از چهل سال جنگ وجدال در ابعاد مختلف پیروزمندانه سر درآورده و می رود که خلاء ایجاد شده در جامعه جهانی را پرنماید و بعنوان ابر قدرتی نوظهور و در عین حال منحصر بفرد در صحنه روابط بین الملل و سیاست جهانی نقش تاریخی خود را در این پیچ تاریخی و دگرگونی های عظیم جهان بشریت بر عهده گیرد.

سابقه تاریخی

اصطلاح ابر قدرت بعد از جنگ جهانی دوم وارد ادبیات علوم سیاسی و روابط بین الملل گردید چرا که در تاریخ روابط ببین الملل قبل از جنگ جهانی دوم هیچ گونه سابقه ای از این واژه مشاهده نمی گردد بلکه اصطلاحاتی مانند قدرتهای بزرگ یا قدرتهای جهانی به کاربرده می شد. به دنبال شکست آلمان توسط متفقین در جنگ جهانی دوم دولتهای ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی که کمترین خسارت را دیده بودند و بیشترین بهره را از این جنگ به دست آوردند به خصوص آن زمان که آمریکا برای اولین بار سلاح هسته ای را در شهر های هیروشیما و ناکازاکی به کار برد و یک فاجعه ای انسانی ایجاد کرد جایگاه این دو قدرت جهانی به عنوان دو ابر قدرت به رسمیت شناخته شد چرا که از لحاظ هم گسترش سرزمینی و هم از لحاظ انحصارسلاح های کشتارجمعی کمتر قدرت دیگری می توانست با آن دو به رقابت بپردازد و به پایه آن ها برسد. از طرف دیگر این دو ابر قدرت داعیه دار دو ایدولوژی و مکتب جهانی متقابل نیز بودند. آنجا که اتحادجماهیر شوروی برپایه نظریه مارکسیم-لننیسم، به دنبال حکومت پرولتاریای جهانی بود و ایالات متحده آمریکا با رهبری جهان غرب داعیه دار نظریه کاپیتالیزم و لیبرال دمکراسی بود و این دو ابر قدرت از نظر فکری در تعارض و رقابت با یکدیگر بودند.

این دو ابر قدرت جهان آن روز را میان خود به دو بخش شرق و غرب تقسیم کرده و تحت سلطه و سیطره خود در آورده بودند و نتیجتا نظامی را بر جهان حاکم کردند که به عنوان نظام دو قطبی به رسمیت شناخته شد بر اساس قواعد مطروحه در این نظام دولتهای دیگر می بایست به یکی از این دو ابر قدرت بپیوندند. زیرا که اگر می خواهند امنیت داشته باشند باید به پیمانهای نظامی تحت زعامت این دو ابر قدرت به پیوندند. بر این اساس پیمان ها را اینطور استدلال میشد ورشو در شرق و ناتو در غرب شکل گرفت. نکته جالب آن که دولت مردان برجسته این دو ابر قدرت همچون استالین نخست وزیر شوروی و جان فاستردالس وزیر امور خارجه آمریکا هردو در یک کلام هم نظر بودند و آن اینکه «دولتهای کوچکتر یا با ما هستند یا علیه ما و راه سومی وجود ندارد» فشارهای بیش از حد این دو ابر قدرت بر کشورهای تازه استقلال یافته و از یوغ استعمار خارج شده موجب گردید که در تقابل با این فشارهای دو ابرقدرت برای الحاق به پیمانهای نظامی کنفرانس را تحت عنوان کنفراس غیر متعهدها به رهبری جواهر لعل نهرو از هند، جمال عبدالناصر از مصر، احمد سوکارنواز اندونزی و قوام نکرومه از غنا و ژوزف تیتو از یوگوسلاوی در بانکوک اندولزی جمع شده و این گروه را شکل دادند که هنوز هم به حیات خود ادامه می دهد. دولتهای عضو این کنفرانس تنها پذیرفتند که وارد بلوک های نظامی دو ابرقدرت نشوند ولی از لحاظ مواضع سیاسی، فرهنگی و اقتصادی عمدتا وابسته به یکی از دو ابر قدرت بودند در نتیجه یک معجونی از کشورهای وابسته به شوروی و آمریکا در این نهاد شکل گرفت که یک نهاد بین المللی خنثی و بی خاصیت را بوجود اوردند که هیچ گاه نتوانست یک بلوک قدرتمندی در مقابل و جداگانه از بلوک شرق و غرب گردد.

نتیجه آنکه رقابت و یا بعضا خصومت این دو ابر قدرت شرایط خود را عموما به جامعه جهانی دیکته میکرد بطوری که هیچ حادثه و تحول جهانی اعم از انقلاب ها، کودتاها و شورشهای حاصله در کشور های دیگر رخ نمیداد مگر آنکه یکی از دو ابر قدرت در پشت این جنبش ها قرار داشته باشند به عنوان مثال: در انقلاب چین، شوروی از حرکت مائوتسه تنگ حمایت می کرد و آمریکا از رقیب اوچان کایچک پشتیبانی می کرد. در انقلاب کوبا فیدل کاسترو مورد حمایت شوروی بود و با تیستامور و حمایت آمریکا، حتی در ایران هم در نهضت ملی شدن صنعت نفت شوروی از حزب توده حمایت می کرد و آمریکا از جبهه ملی بنابر این مشاهده می گردد که این دو ابر قدرت در امور همه کشورها دخالت می کردند و با لحاظ منافع خود با دیگران رفتار می کردند.

از نظر رقابت تسلیحاتی هم این دو ابر قدرت در توسعه ذخایر هسته ای و کشتار جمعی به شدت با یکدیگر به رقابت پرداخته و بر زراد خانه هسته ای خود می افزودند به طوری که در سال 1959 ذخایر هسته ای انبار شده دو ابر قدرت به حدی رسید که مجموعا می توانستند بیست مرتبه دنیا را با خاک یکسان کنند به طوری که واژه توازن وحشت[1] جای واژه توازن قوا[2] را گرفت و نزدیک بود در بحران موشکی کوبا این دو غول هسته ای به جان یکدیگر افتاده و دنیا را نابود کنند به همین علت و برای جلوگیری از نابودی جهان مذاکراتی را با یکدیگر شروع کرده به نام سالت یک و سالت دو تا حد و اندازه ای از ذخایر هسته ای بی فایده خود کاهش بدهند.

پیروزی انقلاب اسلامی

در سال 1962 که امام خمینی (ره) نهضت انقلابی خود را علیه رژیم شاه آغاز کرد و به تبع آن مقابله ی با هر دو ابر قدرت را در سرلوحه برنامه ای خود قرار داد برای دنیا امری باور نکردنی و در عین حال شگفت آور شناخته شد که چگونه نهضتی می تواند نه تنها بدون حمایت یکی از ابرقدرتها و یا قدرتهای بزرگ شکل بگیرد بلکه مقابله و معارضه با این دو ابر قدرت را نیز در سرلوحه برنامه خود و اهداف جنبش قرار دهد آنجا که حضرت امام می فرماید ما همان قدر که با نظام سرمایه داری غرب مخالف هستیم همان قدر هم با نظام مارکسیستی شرق مخالفیم و این فرموده ی امام نهایتا تبدیل به شعار معروف انقلابیون اسلامی با عنوان نه شرقی- نه غربی- جمهوری اسلامی گردید. با پیروزی شگفت انگیز انقلاب اسلامی در 22بهمن 1357 و در شرایطی که هر دو ابر قدرت و سایر قدرتهای جهانی و منطقه ای از رژیم شاه حمایت می کردند و ایران اسلامی هیچ حامی جز خداوند متعال نداشت او را با همه امکانات نظامی که در برخورد با مردم در اختیارش گذاشته بودند و بر خلاف پیش بینی هایی که سازمان های اطلاعاتی آمریکا که با این جمع بندی که رژیم شاه مطلقا در شرایط تزلزل انقلابی نیست بلکه تا ده سال دیگر نیز بر عرصه قدرت خواهد بود[3] انقلاب اسلامی به طور معجزه آسایی به پیروزی رسید و جهان را در حیرت و شگفتی فرو برد. این دو ابر قدرت وقتی که نتوانستند جلوی پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جهموری اسلامی را بگیرند همه توان وتوشه ی خود را بسیج نموده تا نگذارند این نهال نو پا رشد نموده و باقی به ماند توطئه های گوناگون و با استفاده از تجربیات خود در سایر کشورها و با هزینه های هنگفتی علیه جمهوری اسلامی همزمان بکار گرفته شد. تحریک قومیت های مختلف که قرن ها زیر پرچم ایران مستقل، برادرانه زندگی کرده بودند تحت عناوینی همچون خلق های کرد،ترک،عرب،بلوچ و ترکمن بکار گرفتند و تلاش کردند که این کشور چند قومیتی را تجزیه نمایند. کودتا های هم شرقی و هم غربی با نفوذ در ارتش باقیمانده از رژیم سلطنتی سازماندهی کردند، نهادهای تروریستی را اعم از سازمان (منافقین)، فرقان، پیکار و غیره را به زدن سران و رهبران جمهوری اسلامی مامور کردند. آمریکا ناوگان عظیمش را در سواحل خلیج فارس و دریای عمان فعال کردند به طوری که در شب ها نور، نورافکن های این ناوگان سواحل ایران را روشن می کرد تا موجب رعب و وحشت مردم گردد. به بهانه آزادی گروگانها با همه امکانات مدرن و تکنولوژی پیشرفته تحت عنوان عملیات طوفان صحرا به سرزمین اسلامی تجاوز کردند و با خواست خداوند متعال در صحرای طبس زمین گیر شده و سربازانشان جزغاله شدند. جنگ تحمیلی را در شرایطی که ارتش به علت پاکسازی ها وتسویه های لازم تضعیف شده و رمقی نداشت و سپاه پاسدارن هم هنوز شکل نگرفته بود توسط صدام حسین به کشور تحمیل کردند. فتنه های گوناگونی در داخل توسط عوامل این دو ابر قدرت شکل داده شد ولی به خواست خداوند متعال و رهبری داهیانه ی امام امت و خلف صالح او امام خامنه ای و حضور هوشیارانه و با بصیرت مردم انقلابی و خدا جوی و همانطور که امام راحل پیش بینی می کرد و می فرمود که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و ما آمریکا را زیر پا میگذاریم خنثی گردیده و این نهال نوپا بعد از گذشت چهل سال به یک درخت تنومند تبدیل گردید بطوریکه امروز عموم همه این توطئه ها کارشناسان بین المللی بر باقیماندن و شکست ناپذیر بودن این قدرت نوظهور اذعان دارند.

اتحاد جماهیر شوروی که به علت هزینه های عظیمی که حفظ ابر قدرتی او بر دوش آن نظام قرار داده بود دیگر تاب و توان را از دست داده و توسط گورباچف و نحت عناوین سیاست های پرسترویکا و گلاس توست فروپاشید و از درون خرابه های این ابرقدرت هفده کشور جدید خلق گردید. ایالات متحده آمریکا که سرمست از شکست رقیب، خود را فعال مایشا می دید و خود را به عنوان تنها ابر قدرت با قیمانده از دوران جنگ سرد می دانست و به رجزخوانی پرداخت و دکترین نظم نوین جهانی را توسط جرج بوش پدر اعلام نمود و فکر می کرد زمان آن فرا رسیده است که برای منطقه استراتژیک و مهم درغرب آسیا (خاورمیانه) بدون هیچ مزاحمی طراحی جدید نموده و تحت عنوان خاورمیانه بزرگ به مرحله اجرا در آورد و کشورهای اسلامی را که در اثر مرزبندی های استعماری از یکدیگر جدا شده بودند باز هم تحت عنوان قومیت ها منفک از یکدیگر آنها را تجزیه نموده و همان بلایی که سر اتحاد جماهیرشوروی وارد شد بر جهان اسلام تحمیل نماید. در نتیجه توطئه ها و جنگهای متعددی را در برنامه خود قرار داده، بعضعا با اعزام نیروهای امریکائی به مناطقی مانند افغانستان و عراق و با هدف محاصره جمهوری اسلامی و بعضا هم با کمک وابستگان به خود مانند رژیم صهیونیستی با حمله به لبنان و فلسطین و یا حمله ای عربستان و امارات به یمن بحران های متعددی را به وجود آورد و در سوریه هم با خلق گروه های تروریستی همچون داعش اقدام کردند که ماحصل همه آن ها شکست و ناکامی برای امریکا و غرب و متقابل شکل گیری یک نیروی عظیم چند ملیتی به نام جبهه مقاومت گردید.

ابر قدرت با قیمانده از دوران جنگ سرد یعنی ایالات متحده آمریکا به این جمع بندی نهایی رسیده بود که امکان همزیستی با جمهوری اسلامی با نظامی که در صدد نابودی رژیم صهیونیستی و همچنین استکبار جهانی می باشد امکان پذیر نیست و زمانیکه از برخورد نظامی با ایران بخاطر هزینه های گزاف و احتمال زیاد شکستی دیگر خواهد شد[4] فشارهای اقتصادی را بر این نظام قدرتمند وارد آورد که متاسفانه با همکاری لیبرال های غرب زده در داخل و انقلابیون توبه کرده از انقلاب یقین داشت که نظام جمهوری اسلامی اگر چه در حمله نظامی از خارج شکست نخورده ولی با کمک عوامل داخل از درون فرو خواهد پاشید. فتنه 88 اوج این توطئه بود که با حمایت بی دریغ توده های مردمی از این نظام خنثی گردید، و این نظام به رشد و بالندگی خود ادامه داد.

حوادث اخیری که به صورت پی در پی در منطقه خلیج فارس رخ داد و ضربات کوبنده بر پیکر این ابر قدرت وارد آمد اعم از سرنگونی پهباد گران قیمت و پیشرفته آمریکایی و توقیف نفتکش انگلیسی اسکورت شده و بالاتر از آن ضربه ای که جبهه مقاومت یمن با از کار انداختن پالایشگاه نفت آرامکو در عربستان سعودی که منجر به کاهش تولیدات نفتی عربستان به میزان 50درصد گردید و در شرایطی که آمریکا نتوانست هیچ عکس العملی نشان بدهد بلکه بر عکس از ایران هم تشکر کرد که فقط پهباد بدون سرنشینشان را سرنگون کرده اند. که صحنه نشان داده شده در تلویزیون از توقیف و دستگیری ملوانان آمریکایی که درحالتی اشک آلود و ناراحت ازآن ها را نشان داده بود نوید این را می داد که شرایط برای ابر قدرت با قیمانده از جنگ سرد کاملا تغییر کرده است و از این ابر قدرت چیزی جز غول عظیم الجثه و بی خاصیت باقی نمانده است و شرایط جهانی را برای زانو زدن در مقابل ابر قدرت نو ظهور و منحصر به فرد فراهم گردید است و پیشگویی حضرت امام راحل که فرمود بود ما آمریکا را زیر پا می گذاریم و در جای دیگر فرمود بود ما خود یک ابر قدرت هستیم تحقق عینی پیدا کرده است.[5]

ویژگی های ابر قدرت منحصر بفرد

یک بررسی دقیق و عمیق و در مقایسه با سایر ابر قدرتها نشان می دهد که همه ی خصوصیات این ابرقدرت نوظهور در همه ابعاد اعم از منبع و منشاء قدرت ،ساختار، ماهیت و محتوا، اهداف، رهبری، مکتب،امت و حتی جایگاه جغرافیایی منحصر به فرد می باشد.

1-منبع قدرت منحصر به فرد

اگر منبع قدرت ابر قدرتهای گذشته مادی بوده و تکیه اصلی آنها بر انبوه ذخایر تسلیحاتی و کشتار جمعی بوده است منبع و منشاء قدرت جمهوری اسلامی قدرت لایزال الهی می باشد که در طول این چهل سال نقش و حضور خود را در صحنه های گوناگون و به عینه نشان داده است، آنجا که در تجاوز آمریکایها به صحرای طبس طوفان شن ماشین عظیم تکنولوژی آمریکا را به شکست کشاند با آنجا که خرمشهر را از جنگ صدامیان آزاد نمود که امام بزگوار می فرمود: شن ها و طوفان مامور خدا بودند[6] و خرمشهر را هم خدا آزاد کرد و آنجا که در شرایط باور نکردنی در جنگ تحمیلی امدادهای غیبی توسط رزمندگان جبهه و جنگ مشاهد گردید که اگر امدادهای الهی و کمک های معنوی و مافوق طبیعی به جمهوری اسلامی نبود این نظام حتی یک روز هم نمی توانست در مقابل این توطئه و هجمه های دشمنان دوام آورد و انقلاب اسلامی هم به پیروزی نمی رسید: مردم با ایمان و باور قطعی و یقینی و با انتخاب شعار الله اکبر نقش بی بدیلی را در صحنه و جدال با دشمن بازی کردند و این منبع قدرت همچنان پشتیبان این قدرت منحصر به فرد بوده است و جز مومنین و مجاهدین راه خدا به این منبع و منشاء قدرت دسترسی نخواهند داشت، همه موفقیت ها چه در ابعاد نظامی و چه در ابدعات و اختراعات شگفت آور همچون ساخت موشکهای نقطه زن به برکت امداد های غیبی ایمان، و باور رزمندگان و الطاف بیکران الهی بوده است.

                               اگر تیغی عالم بجنبد ز جای                     نبرد رگی تا نخواهد خدا

2- رهبری منحصر به فرد

جمهوری اسلامی که بر پایه نظام ولایت مطلقه فقیه پایه گذاری شده است که در نوع خود در دنیا بی نظیر و منحصر به فرد می باشد، رهبری که در اخلاص،صداقت و پاکی و دوری از هر نوع هوس رانی و نفسانیات تربیت و رشد یافته است و به عبارتی تالی تلو معصوم و نائب امام می باشد و یقینا از هدایت ها و راهنمایی های آن امام همام و خداوند متعال برخوردار می باشد به طوری عمل کرده و جایگاهویژه ای در میان رهبران جهان پیدا کرده است که احترام عموم رهبران کشورهای جهان را چه دوست و چه دشمن به خود جلب نموده است و اغلب در مقابل او خاضع می باشند و آرزوی اغلب آن ها بر خورداری از پذیرش و شرف یابی به حضور ایشان است و این رهبری در طول چهل سال گذشته قدرت و مدیریت بی نظیر خود را در کشاکش توطئه ها و بحرانهای مختلف با موفقیت به اثبات رسانده است این رهبری در دنیای مدرن امروز بی نظیرو منحصر بفرد می باشد. ولادیمر پوتین رهبر قدرتمند فدراسیون روسیه با یک علاقه زائد الوصفی به ملاقات این رهبر و بیانات او را به وقت و همه روزه رصد می نماید و به او اطمینان میدهد هر که به ایران امروز به عنوان یک متحد قدرتمند وفادار بوده و هرگز به او از پشت خنجر نخواهد زد. این رهبر ولائی با صلابت دست رد بر سینه رئیس جمهور امریکا زده و از پذیرفتن پیام مکتوب او خودداری میکند.

3- مکتب و ایدولوژی منحصر به فرد

این ابر قدرت نوظهور از مکتبی الهی بر خوردار است که عصاره و تکمیل کننده همه ادیان و مکاتب الهی و آن مکتب خاتم النبیین محمد ابن عبدالله (ص) میباشد که نه تنها نظیر و مانندی نداشته وندارد و تا پایان حیات این بشر و در این جهان پایدار و مستقر خواهد بود و قرآن کریم هم مرامنامه این مکتب می باشد و بنا به فرمایش الهی(الاسلام یعلوا ولا یعلی علیه) و آن اسلامی است که امام امت آن را اسلام ناب محمدی نامگذاری کرده و آنرا اسلام پابرهنه ها، اسلام مستضعفین، اسلام مظلومان و اسلام ضد مستکبرین و ظالمین و به عبادت اخری اسلام ناب محمدی تعریف نموده است.

4- امت منحصر به فرد

امت ولایی ایران که عموما و اکثرا پیرو مکتب اهل بیت و ائمه عصمت و طهارت می باشند و داعیه دار حراست از نهضت عاشورایی بوده و هستند و از لحاظ هوش و استعداد، ایمان و اعتقادات و باورهای الهی دردنیا منحصر به فرد می باشد. تا آنجا که پیامبر اعظم (ص) درباره این امت وقوم می فرماید که اگر ایمان و علم در ثریا هم باشد این ملت و قوم به آن دسترسی پیدا خواهند کرد وامام بزرگوار درباره ی این مردم فرموده: حتی رسول خدا هم چنین مردمی در اطراف خود نداشت و بر این باوربود که یکی از پایه های قدرتمند این نظام حضور با بصیرت توده های ملت در صحنه تحولات سیاسی و اجتماعی می باشد. حضور هوشیارانه این امت در صحنه های مختلف و مقابله با توطئه های دشمنان این مرز و بوم باعث خنثی شدن آنها گردیده است و امروز هم همین حضور و قدرتمندانه از مرزهای جغرافیای عبور کرده و ملتهای دیگر را هم به خود جذب نموده است.

5- اهداف منحصر به فرد

برخلاف ابر قدرت های پیشین این ابرقدرت منحصر به فرد نه به دنبال تشکیل امپراطوری می باشد نه به دنبال گسترش سرزمین های تحت حاکمیت خود و نه به دنبال استعمار کهنه و نو و فرانو می باشد و نه به دنبال سلطه ای جهانی و تحمیل خود بر سایر ملل بلکه هدف غایی و نهایی او کمک به آزاد نمودن ملت های مستضعف دیگر از قید هر نوع سلطه و استکبار می باشد و مطلقا به دنبال تحمیل خود بر جوامع دیگر نیست. بلکه به دنبال آگاهی بخشی ملت های دیگر بوده تا به قدرت جمعی خود پی برده و علیه سلطه گران و دیکتاتورهای حاکم قیام کرده و سرنوشت خود را خود بدست بگیرند.

6- موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد

به اعتراف همه جغرافی دانان و دانشمندان ژئوپولتیک، ایران در موقعیت جغرافیایی استثنایی و منحصر به فردی قرار گرفته است که جایگاه آن را در کل جهان بی نظیر و خاص گردیده است. ایران در قلب جهان اسلام و در چهار راه قاره های کهن و برخوردار از موقعیت استثنایی ژئوپلتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک می باشد که در جنگ جهانی اول و دوم که در اشغال متفقین بود ایران را به عنوان پل پیروزی نام گذاری کردند. ژنرال ایزنهاور فرمانده کل نیروهای آمریکایی در جنگ جهانی دوم و رئیس جمهوروقت آمریکا در سال 1951 و قبل از کودتای 28مرداد 1332 اعتراف می کند که «منطقه ای مهمتر از ایران روی نقشه جغرافیایی جهان وجود ندارد، ایران؛ دارای نفت است و هم در چهار راه جهان واقع شده است. اگر روزگاری ایران و شوروی با هم کنار آیند کره زمین جای امنی برای غرب نخواهد بود. همچنین نباید وضعیتی پیش آید که ایران به گذشته دور خود بازگردد و یک قدرت نظامی شود. وای به وقتی که میلیتاریسم ایرانی زنده شود؛ بروید تاریخ این کشور را بخوانید تا متوجه حرف من بشوید».

7- راهبرد منحصر به فرد

این ابر قدرت نو ظهور با اتخاز راهبرد مقاومت و سازش ناپذیری در مقابل زورگویان و قدرت های مستکبر شیوه بی نظیر و منحصر به فردی برای مقابله با دشمنان خود اتخاذ کرده است و در طول این چهل سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها توانست با روش جدید بر همه توطئه های دشمنان غلبه پیدا کند بلکه جبهه مقاومتی را شکل داد که از مرزهای ایران فراتر رفته و در واقع بخش عمده ای منطقه جنوب غرب آسیا (خاورمیانه) را در برگرفته است و در مقابل متجاوزین به سرزمین کیان اسلامی با تمام قوا و شجاعت ایستادگی نموده و آن ها را از تجاوز و توسل به جنگ نه تنها علیه این سرزمین پشیمان نموده بلکه حتی ازتجاوز به دیگر سرزمین های اسلامی پشیمان نموده است. توطئه های امریکا و غرب در سرزمین های همسایگان که با لطایف الحیل درصدد اشغال آنها و محاصره سرزمین ایران بوده اند همه آن ها را با همین راهبردش نیز شکست داده و بیرون رانده است و جغرافیای مقاومت[7] را به صورت یک پارچه و قدرتمند و متشکل از بسیجیان زمان گسترش داده اند و می رود که این راهبرد قدرتی جهانی پیدا نموده و در همه ی سرزمین ها گسترش یافته و درنهایت حاکمیت مستضعفین را با فرماندهی منجی عالم بشریت و حکومت جهانی اسلامی را بر سراسر جهان مستقر نماید.

8- ائتلافها و پیمانهای نظامی منحصر به فرد

برخلاف روشهائیکه دو ابر قدرت گذشته در تقویت قدرت نظامی خود با ایجاد پیمانهای نظامی با دولتهای هم سوء می بستند و آن دولتها را از نظر نظامی تحت انقیاد خود در می آوردند هم چون پیمانهای نظامی ناتو و ورشو ایران نه تنها بدنبال این پیمانها و ائتلافها نیست بلکه روی حضور داوطلبانه گروه ها و جنبش های مردمی از سراسر جهان حساب باز کرده است گروه های داوطلب عراقی، افغانی و لبنانی که در جنگ تحمیلی به یاری رزمندگان ایرانی در هشت سال دفاع مقدس شتافتند و یا رزمندگان غیرایرانی که تحت عناوین فاطمیون، زینبیون، حیدریون از افغانستان، پاکستان و عراق و در رأس همه آنها حزب اله لبنان در مصاف با گروه های تروریستی در سوریه و عراق حضور پیدا کردند.

9- نظام بین الملل منحصر به فرد

به دنبال پایان جنگ سرد و آغاز دوره انتقالی عموما قدرت های بزرگ بدنبال شکل دادن نظام مطلوب خود می باشند. امریکا بدنبال نظام تک قطبی بوده و چین و روسیه نظام چند قطبی را مطرح می کنند. اندیشمندان غربی از نظام هائی همچون پایان تاریخ و حاکمیت لیبرالیسم و یا ساموئل هنتینگتون نظام برخورد تمدنها را طراحی کردند، جمهوری اسلامی بر اساس آیات قرآنی تضاد واقعی را در جهان میان مستکبران و مستضعفان دیده و «نظام برخورد با سلطه» را مطرح میکند که در یک سو دولتهای مستکبر قرار دارند و در سوی دیگر ملتهای مستضعف می باشند. ویژگی های این نظام در اینست که تقسیم بندی جغرافیائی نقشی در شکل گیری آن ندارد بلکه تضاد و تعارض واقعی میان صاحبان قدرت و ثروت در رأس هرم و توده های مستضعف ملتها در قاعده هرم میباشد.


 

Balance of Terror

Balance of Power

سازمان اطلاعاتی وزارت دفاع خارجه، DIA، گروه مشاورین کمک نظامی، دفتر تحقیقات و اطلاعات وزارت خارجه سازمان اطلاعاتی سیا، سازمان امنیت ملی، سازمان سیا در اوایل اوت 1978(5ماه پیش از وقوع انقلاب) به این جمع بندی رسیده بود که، ایران نه در یک موقعیت انقلابی و نه حتی در یک وضعیت پیش از انقلاب است، و در 28 سپتامبر (8 شهریور 57) سازمان اطلاعاتی وزارت دفاع پیش بینی کرد که «شاه فعالانه برای ده سال آینده در راس قدرت باقی خواهد ماند»

وزارت دفاع امریکا (پنتاگون) بارها در شبیه سازی جنگ میان ایران و امریکا و بر اساس داده های موجود نتوانستند بر ایران غلبه کنند، بلکه در هر شرایطی مغلوب جمهوری اسلامی گردیدند.

امیلی لازر، کارشناس امنیتی صهیونیست طی اظهاراتی و با نگرانی پیش بینی میکند که ایران تا ده سال آینده به قدرتی جهانی تبدیل خواهد شد. مارتین ایندیک دیپلمات و نماینده پیشین آمریکا نیز در گفت و گوهای فلسطین و رژیم اسرائیل در توئیتر به تحلیل این روزنامه صهیونیستی ارجاع داده و نوشته است: بولتون رفت، بی بی [نتانیاهو] می رود، بن زاید در حال توافق با ایران است، بن سلمان هم توافق خواهد کرد و رهبر نترس ما؟ نتوانست مانع ایران شود و او حالا برای توافق با آنها ناامید شده است.» افکار عمومی مدت هاست که با یک سوال بزرگ روبرو هستند؛ کشوری که غرش موشک هایش، تروریست ها را هزار و چند صد کیلومتر فراتر از مرزهای خود گوشمالی می دهد، پدافند هوایی اش پیشرفته ترین پهباد امریکا را وقتی وارد حریم هوایی کشور می شود ساقط می کند، با همراهی متحدانش رویای شوم خاورمیانه بزرگ امریکا را به کابوس مبدل می کند، نسخه خلافت داعش را در هم می پیچد، استراتژی تهاجمی رژیم اسرائیل را به تدافعی تبدیل می کند. (روزنامه کیهان/ 13/07/98)

 امام خمینی (ره) در ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ "آیا جز این بود که یک دست غیبی در کار است؟ چه کسی هلی کوپترهای آقای کارتر را ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن‌ها ساقط کردند. شن‌ها مامور خدا بودند، باد مامور خداست” .

رهبر انقلاب در سخنان اخیر خود با فرماندهان سپاه پاسداران به پاسداران توصیه میکنند، «نگاه وسیع جغرافیای مقاومت (دینی) نگاه فرامرزی را از دست ندهید. قناعت نکنید به منطقه خودمان، این جوری نباشد که یک چار دیواری را انتخاب کنیم و دیگر کارمان به این نباشد که پشت این دیوار چه کسی است و چه تهدیدی وجود دارد. این نگاه وسیع فرامرزی، این اقتدار و عمق راهبردی گاهی اوقات از واجب ترین واجبات کشور است».